مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
734
طب اكبرى ( فارسى )
به چيزى الفت پذيرد ، بدان چيز منفعل نگردد . [ 1025 ] بايد دانست كه هر دوايى كه در استسقا به كار برند ، بايد كه در سحق او مبالغه كنند تا قوت او به سرعت به غير انكسار به محدب جگر رسد . و نيكوترين غذا ، شورباى جوجهء مرغ فربه است و زيرباج و تيهو [ كه ] با ابازير گرم پخته [ و ] اگر حرارت نبود به زرشك و سركه قتق كنند . بدانكه سركه ، تشنگى مستسقين را تسكين مىدهد و سدّه را مىگشايد و استسقاى گرم را نفع دارد . و تا ماده مستحكم نشود ، شير شتر ندهند و آب انار و آب برگ ترب شربت سكنجبين آميخته نوشيدن بر دوام ، فايدهء كلى دارد در اين مرض . و « بو على » گويد : عورتى مستسقيهء كثير الضعف ، انار بسيار خورد بىمشورت و از اين علّت خلاص شد . صفت طلايى كه در اينجا به كار آيد : بورهء ارمنى ، بيخ سوسن ، قردمانا و مويزج ، از هر يك سه درم ؛ تخم كرنب ، هفت درم ؛ پشل بز ، پنجاه درم ؛ آرد جو و سرگين گاو ، هريك شصت درم ، همه را بسايند و به آب باديان يا آب كاسنى بسرشند و بر شكم طلا نمايند . تنبيه : بعضى اطبّا در اين استسقا بزل مىكنند و آب را بر مىكشند چنانچه اسب را مىكنند ؛ ليكن اين عمل ، عظيم الخطر است ، لهذا در اكثر كتب متعرض بيان وى نشدهاند . [ 1026 ] قسم سوّم : در طبلى « 1 » وى آن است كه بادهاى غليظ عسر التحليل مع رطوبت قليل گرد آيد در آن موضع كه مجتمع مىشود در آن آب زقى . و اين قسم استسقا را « بقراط » ، يابس ناميده است . و سبب اين علّت ، گرمى مزاج جگر است يا شدت برودت و رطوبت معده . و « صاحب اقسرايى » گويد : سبب طبلى ، فساد هضم معده است ؛ خواه فساد هضم از ضعف هضم معده باشد و خواه از غلظ مادهء غذايى . و ظاهر است كه چون غذا هضم نشود در معده چنانچه بايد ، هاضمهء جگر بالضرور از آن عاجز مىآيد و جهت قصور اثر حرارت ، مستحيل مىشود غذا به رياح . و گاه باشد كه حرارت قويهء معده يا جگر مولد رياح شود ؛ زيرا كه افراط حرارت نيز مضعف هضم است و ضعف هضم ، موجد رياح . علامت استسقاء طبلى آن است كه گرانى كمتر از گرانى زقى باشد ؛ لخفة المادة . و تمدد و كشيدگى محسوس شود . و شكم ، چنان نمايد كه گويا مشك را دم دادهاند . و چون
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Tympanitis .